ترجمه "drzazga" به فارسی

برآمدگی کوچک, تراشه, تریشه بهترین ترجمه های "drzazga" به فارسی هستند.

drzazga noun Noun feminine دستور زبان

niewielki, ostry odłamek jakiegoś materiału (drewna, metalu, szkła itp.) [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • برآمدگی کوچک

    noun
  • تراشه

    noun
  • تریشه

  • توفال

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " drzazga " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Drzazga Proper noun noun masculine دستور زبان

ostry odłupek [..]

+ اضافه کردن

"Drzazga" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Drzazga در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "drzazga" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه