ترجمه "fax" به فارسی
دورنگار, فاکس بهترین ترجمه های "fax" به فارسی هستند.
fax
noun
masculine
دستور زبان
telefaks [..]
-
دورنگار
nounTa wersja może tylko obsługiwać pliki Fax
این نسخه ، فقط میتواند پروندههای دورنگار را بگرداند
-
فاکس
nounWłaśnie jestem w drodze, właśnie jadę do biura, żeby je panu wysłać faxem.
راستش ، من الان توي ماشين هستم توي راه اداره تا اونا رو براتون فاکس کنم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fax " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن