ترجمه "faza" به فارسی

مرحله, فاز بهترین ترجمه های "faza" به فارسی هستند.

faza noun feminine دستور زبان

miejsce, etap [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • مرحله

    noun

    Znajdujemy się nadal w fazie badań, komórki macierzyste mogą w przyszłości zapowiedzieć milowy krok w kardiologii.

    مادامیکه هنوز در مرحله تحقیقاند، سلولهای بنیادی ممکن است روزی منادی یک جهش عظیمی در زمینه قلبشناسی شوند.

  • فاز

    Cofasz się o kilka faz i zaczynasz od nowa.

    نمیتونید بعدش دوباره از همون فاز ادامه خواب بدید، بلکه باید از اول شروع کنید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " faza " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "faza"

عباراتی شبیه به "faza" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "faza" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه