ترجمه "fetysz" به فارسی
افسونگر, بت, جادوگری بهترین ترجمه های "fetysz" به فارسی هستند.
fetysz
noun
masculine
دستور زبان
Przedmiot kultu w religiach pierwotnych [..]
-
افسونگر
noun -
بت
noun -
جادوگری
nounW Afryce Zachodniej okropne zjawisko handlu martwymi sępami zaspokaja potrzeby rynku praktyk magicznych i fetyszy.
در آفریقای غربی، تجارت شومی در زمینه ی خرید و فروش کرکس های مرده برای استفاده در جادوگری و مراسم مذهبی وجود دارد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fetysz " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن