ترجمه "fusy" به فارسی
درد, لرد بهترین ترجمه های "fusy" به فارسی هستند.
fusy
Noun
noun
دستور زبان
stały osad osadzający się w jakimś płynie, zwłaszcza w parzonej kawie lub herbacie [..]
-
درد
noun -
لرد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fusy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "fusy"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن