ترجمه "fuzja" به فارسی
ادغامها, ادغام, ادغام مزارع بهترین ترجمه های "fuzja" به فارسی هستند.
fuzja
noun
feminine
دستور زبان
rodzaj długiej broni strzeleckiej z zamkiem skałkowym, wynalezionej w II połowie XVII wieku we Francji; dziś potoczna nazwa strzelby myśliwskiej; [..]
-
ادغامها
-
ادغام
nounTo dosyć wygodne, że pracujemy nad fuzją hoteli.
خيلي بهتره که داريم روي پرونده ي ادغام هتل ها کار ميکنيم.
-
ادغام مزارع
-
ترجمه های کمتر
- امتزاج
- ممزوج کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fuzja " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fuzja" با ترجمه به فارسی
-
کولد فیوژن (انرژی هستهای)
-
همجوشی ژن
-
همجوشی پروتوپلاسم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن