ترجمه "incydent" به فارسی

حادثه, اتفاقی, تصادف اتومبیل بهترین ترجمه های "incydent" به فارسی هستند.

incydent Noun noun masculine دستور زبان

nagłe, krótkotrwałe, nieoczekiwane, zwykle nieprzyjemne w skutkach wydarzenie

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • حادثه

    noun

    Tak, ale ta jest popieprzona przez ten incydent.

    آره ، ولي اين يکي رو يه حادثه خرابش کرده.

  • اتفاقی

    noun

    Czy pamiętasz coś o incydencie z moimi rodzicami, gdy tu byli?

    یادمت میاد تو اون مدتی که پدر و مادرم اینجا بودن اتفاقی افتاده باشه ؟

  • تصادف اتومبیل

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • سانحه
    • شیئی
    • عارضه
    • واقعه ناگوار
    • پیشامد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " incydent " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "incydent" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "incydent" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه