ترجمه "indyk" به فارسی

بوقلمون, بوقلمونها, ملاگريس بهترین ترجمه های "indyk" به فارسی هستند.

indyk noun masculine دستور زبان

ornit. Meleagris [1], duży hodowlany ptak grzebiący z rodziny kurowatych; ↑ publikacja w otwartym dostępie – możesz ją przeczytać Hasło „ Meleagris” w: Wikispecies – otwarty, wolny katalog gatunków, Wikimedia. [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بوقلمون

    noun

    Zrobiłem ci potrawkę z indyka z sosem żurawinowym, który lubisz.

    برات یکی از اون غذاهای بوقلمون با سس کرانبری که دوست داری درست کردم.

  • بوقلمونها

    I kurczaki oraz kaczki i gęsi i indyki są głupie jak but.

    و جوجهها و اردکها و غازها و بوقلمونها اساسا خیلی خنگ هستن.

  • ملاگريس

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " indyk " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Indyk noun masculine دستور زبان

rzad. geogr. Ocean Indyjski

+ اضافه کردن

"Indyk" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Indyk در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "indyk"

عباراتی شبیه به "indyk" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "indyk" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه