ترجمه "indykator" به فارسی
اندازه, شاخص بهترین ترجمه های "indykator" به فارسی هستند.
indykator
Noun
noun
masculine
دستور زبان
wskaźnik, substancja np: lakmus [..]
-
اندازه
noun -
شاخص
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " indykator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن