ترجمه "instrumenty" به فارسی
ابزار, ادوات كشاورزي, اسباب بهترین ترجمه های "instrumenty" به فارسی هستند.
instrumenty
-
ابزار
nounAle sama w sobie jest tylko kruchym instrumentem tworzenia moralnego postępu.
ولی همدلی به خودی خود فقط یک ابزار بسیار بیرمق در پیش بردن اخلاقیات است.
-
ادوات كشاورزي
-
اسباب
noun
-
ترجمه های کمتر
- تاسيسات
- تجهیزات
- لوازم آشپزخانه
- ماشينآلات
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " instrumenty " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "instrumenty" با ترجمه به فارسی
-
ساز بادی
-
بوق عاج
-
ساز زهی · سازهای زهی
-
ساز
-
سازهای بادی چوبی
-
سازنده ساز موسیقی
-
محدوده صوتی
-
سازهای بادی چوبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن