ترجمه "instrumenty" به فارسی

ابزار, ادوات كشاورزي, اسباب بهترین ترجمه های "instrumenty" به فارسی هستند.

instrumenty
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابزار

    noun

    Ale sama w sobie jest tylko kruchym instrumentem tworzenia moralnego postępu.

    ولی همدلی به خودی خود فقط یک ابزار بسیار بیرمق در پیش بردن اخلاقیات است.

  • ادوات كشاورزي

  • اسباب

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • تاسيسات
    • تجهیزات
    • لوازم آشپزخانه
    • ماشينآلات
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " instrumenty " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "instrumenty" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "instrumenty" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه