ترجمه "instytucja" به فارسی
نهاد, نهاد اجتماعی بهترین ترجمه های "instytucja" به فارسی هستند.
instytucja
Noun
noun
feminine
دستور زبان
zakład o charakterze publicznym zajmujący się określonym zakresem spraw [..]
-
نهاد
nounDrogę, którą amerykańskie dzieci podążają do dorosłości, nadzorują dwie instytucje.
در مسیری که کودکان آمریکا به بزرگسالی سفر می کنند، دو نهاد بر آنها نظارت دارد.
-
نهاد اجتماعی
RODZINA, najstarsza instytucja ludzka, znalazła się w trudnej sytuacji.
خانواده، این کهنترین نهاد اجتماعی، با مشکلات بسیار مواجه است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " instytucja " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "instytucja" با ترجمه به فارسی
-
سازمان خیریه
-
نهادهای اجتماعی
-
سازمان دولتی · موسسه مردمي
-
حکومت · موسسههاي دولتي
-
مراكز پژوهش · موسسههای پژوهشی
-
آموزشگاه · موسسههای آموزشی · نهادهای آموزشی
-
موسسههای مالی · نهادهای مالی
-
مؤسسه مالی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن