ترجمه "jaszczurka" به فارسی
مارمولک, سوسمارها, آنوليس بهترین ترجمه های "jaszczurka" به فارسی هستند.
jaszczurka
noun
feminine
دستور زبان
herp. czworonożny lub beznogi gad o wydłużonym ciele, oczach uzbrojonych w powieki i mocnych szczękach; [..]
-
مارمولک
nounktóra zaobserwowała jaszczurki potrafiące biegać po powierzchni wody.
وقتی او دریافت که چگونه مارمولک ها می توانند روی آب بدوند.
-
سوسمارها
nounUważaj na jaszczurki i grzechotniki.
باید حواست به سوسمارها و مار زنگی ها باشه.
-
آنوليس
-
ترجمه های کمتر
- آگاما
- آگاميده
- ايكوآنيده
- بزمجه
- سوريا
- سوسمار
- لاسرتيده
- وارانوس
- وارانيده
- ژكونيده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jaszczurka " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Jaszczurka
دستور زبان
astr. jeden z gwiazdozbiorów nieba północnego; [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Jaszczurka" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Jaszczurka در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "jaszczurka"
عباراتی شبیه به "jaszczurka" با ترجمه به فارسی
-
مارمولک
-
مارمولک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن