ترجمه "jaszmak" به فارسی

روبنده, نقاب, پیچه بهترین ترجمه های "jaszmak" به فارسی هستند.

jaszmak Noun noun masculine دستور زبان

część tradycyjnego muzułmańskiego ubioru kobiecego, która okrywa twarz i szyję, jedynie z otworami na oczy [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • روبنده

    noun
  • نقاب

    noun
  • پیچه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " jaszmak " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "jaszmak" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه