ترجمه "jedwab" به فارسی

ابریشم, ابريشم, حریر بهترین ترجمه های "jedwab" به فارسی هستند.

jedwab noun masculine دستور زبان

włók. przędza uzyskiwana z kokonów jedwabników; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابریشم

    noun

    włókno

    Ale jedwab jest wszechstronny i wykracza poza granice optyki.

    اما ابریشم چند منظوره است و فراتراز اپتیک است.

  • ابريشم

    Ale jego piękno kryje się w tym, że to jedwab i patyki.

    اما زيبايى آن در اين است كه فقط از چوب و ابريشم است.

  • حریر

  • ترجمه های کمتر

    • لباس ابریشمی
    • نخ ابریشم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " jedwab " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "jedwab"

عباراتی شبیه به "jedwab" با ترجمه به فارسی

  • توليد ابريشم · پرورش نوغان · پرورش کرم ابریشم
اضافه کردن

ترجمه های "jedwab" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه