ترجمه "jedwabny" به فارسی

ابریشمی, نرم, چرب و نرم بهترین ترجمه های "jedwabny" به فارسی هستند.

jedwabny adjective masculine دستور زبان

dotyczący jedwabiu, związany z jedwabiem [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابریشمی

    adjective

    Jedna skonstruowana z tysiąca stalowych części, druga z pojedynczej nici jedwabnej.

    یکی ساخته شده از هزاران قطعه فولادی، دیگری از نخ ابریشمی یکسره.

  • نرم

    adjective
  • چرب و نرم

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " jedwabny " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "jedwabny" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "jedwabny" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه