ترجمه "jedzenie" به فارسی
غذا, تغذیه, خوراک بهترین ترجمه های "jedzenie" به فارسی هستند.
jedzenie
noun
neuter
دستور زبان
coś, co można jeść; żywność, pokarm [..]
-
غذا
nounBędziemy jeść o szóstej.
ساعت شش غذا خواهیم خورد.
-
تغذیه
nounNatura zaopatrza je w bardzo dużą ilość krwi.
طبیعت سلولهای قلب را در بدن شما با خون بسیار بسیار غلیظ فراهم شده تغذیه می کند.
-
خوراک
nounChłodnik je się małymi łykami, a nie chłepcze z kubła!
سوپ سرد بايد مطبوع و خوش خوراک باشه ، نه يه سطل لجن!
-
ترجمه های کمتر
- خورش
- رزق
- طعام
- قوت
- قوت لایموت
- معاش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " jedzenie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "jedzenie"
عباراتی شبیه به "jedzenie" با ترجمه به فارسی
-
khordæn · خوردن · غذا
-
غذاهای بردنی
-
گرسنه هستم · گرسنهام
-
اختلالات اشتها · اختلالات خوردن · جوع · ويار
-
غذا گربه
-
ایندیا
-
khordæn · خوردن · غذا
-
khordæn · خوردن · غذا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن