ترجمه "knot" به فارسی

افروزه, باریک شونده, فتیله بهترین ترجمه های "knot" به فارسی هستند.

knot noun masculine دستور زبان

część świecy lub lampy naftowej w postaci sznurka lub taśmy bawełnianej nasączonej paliwem płynnym [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • افروزه

    noun
  • باریک شونده

    noun
  • فتیله

    W I wieku powszechnie używano lamp w postaci naczyń ceramicznych z olejem (zazwyczaj oliwą z oliwek) i knotem, który nim nasiąkał i dzięki temu płonął.

    در قرن اوّل چراغهایی که در اغلب خانهها استفاده میشد چراغهایی گلی با یک فتیله بود که بیشتر با روغن زیتون تغذیه میشد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " knot " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "knot"

اضافه کردن

ترجمه های "knot" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه