ترجمه "knur" به فارسی
خوک نر, خوکهای نر, گراز وحشی بهترین ترجمه های "knur" به فارسی هستند.
knur
noun
masculine
دستور زبان
zootechn. samiec świni hodowany w celu rozpłodu [..]
-
خوک نر
nounZwykle robi to knur, ryjem, bo rąk mu brak.
اون آقا میخواد با دستاش یه کارایی انجام بده که خوک نر برای انجام دادنش از خوطومش که دست نداره استفاده میکرد. خب.
-
خوکهای نر
-
گراز وحشی
nounMożna mu zaufać tak samo, jak ufa się dzikiemu knurowi.
من معتقدم اعتماد به اون با یه گراز وحشی هیچ تفاوتی نداره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " knur " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن