ترجمه "kolumna" به فارسی
ستون, بلند گو, گوینده بهترین ترجمه های "kolumna" به فارسی هستند.
kolumna
noun
feminine
دستور زبان
archit. pionowy element architektoniczny pełniący rolę konstrukcyjną, dekoracyjną i symboliczną; [..]
-
ستون
nounMyślę, że powinniśmy dać ci kolumnę w internecie.
فکر کنم بايد توي نسخه ی اينترنتی روزنامه ، برات یه ستون بذاریم.
-
بلند گو
noun -
گوینده
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kolumna " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "kolumna"
عباراتی شبیه به "kolumna" با ترجمه به فارسی
-
استخراجكنندهها · الكها · جداسازها · سیکلونها
-
ستون محاسبه شده
-
قطع ستون
-
ستون پنجم
-
انتخاب کننده رنگ
-
ستون پنجم
-
سرستون
-
برج تقطیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن