ترجمه "kominek" به فارسی
شومینه, آتشگاه, اجاق بهترین ترجمه های "kominek" به فارسی هستند.
kominek
noun
masculine
دستور زبان
zdrobn. od: komin [..]
-
شومینه
Nie będzie skarpety dla Jimmiego Butlera powieszonej na twoim kominku?
قرار نیست کنار شومینه ی خونه ات برای جیمی باتلر هدیه بذاری ؟
-
آتشگاه
nounUznali, że kominek przyciągnie ludzi i pomoże w rozpoczęciu rozmowy.
به نظر آنها یک آتشگاه میتوانست مردم را به داخل جذب کند و کمک به شروع مکالمه کند.
-
اجاق
nounDobrze jest znów ujrzeć ogień płonący w tym kominku.
خوبه که دوباره يه آتيش توي اين اجاق قديمي مي بينم
-
ترجمه های کمتر
- بخاری
- شومينه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kominek " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kominek
Proper noun
noun
masculine
دستور زبان
-
شومینه
Nie będzie skarpety dla Jimmiego Butlera powieszonej na twoim kominku?
قرار نیست کنار شومینه ی خونه ات برای جیمی باتلر هدیه بذاری ؟
تصاویر با "kominek"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن