ترجمه "komisariat" به فارسی

ایستگاه کلانتری, مرکز پلیس, کلانتری بهترین ترجمه های "komisariat" به فارسی هستند.

komisariat Noun noun masculine دستور زبان

lokal, w którym urzędują pracownicy policji [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ایستگاه کلانتری

    noun
  • مرکز پلیس

    noun

    Brał udział w strzelaninie na komisariacie.

    اون داخل مرکز پلیس به یه نفر شلیک کرده

  • کلانتری

    noun

    Jakiś zwyrodnialec go zaatakował w pobliżu komisariatu.

    یه ولگرد بهش حمله کرد اونم بیرون کلانتری

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " komisariat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "komisariat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه