ترجمه "koszykówka" به فارسی

بسکتبال, بازی بسکتبال, بسكتبال بهترین ترجمه های "koszykówka" به فارسی هستند.

koszykówka noun feminine دستور زبان

sport. dyscyplina sportu drużynowego, w której dwie pięcioosobowe drużyny grają przeciwko sobie, próbując zdobyć punkty, umieszczając piłkę w koszu; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بسکتبال

    noun

    sport zespołowy [..]

    Grał w drużynie koszykówki, dostawał czwórki i piątki.

    او در دبیرستان بسکتبال بازی می کرد و بازی های کامپیوتری درست میکرد.

  • بازی بسکتبال

    noun

    Nie oblanie testu czy przegranie meczu koszykówki.

    صحبت من درباره مردود شدن در یک آزمون یا باخت در یک بازی بسکتبال نیست.

  • بسكتبال

    Sport, w którym dwie pięcioosobowe drużyny grają przeciw sobie żeby rzucić piłką do kosza jak najwięcej punktów.

    W niej nauczyłem się grać w koszykówkę.

    وقتي با جاش بسكتبال بازي ميكرديم پاره اش كردم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " koszykówka " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Koszykówka
+ اضافه کردن

"Koszykówka" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Koszykówka در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "koszykówka"

عباراتی شبیه به "koszykówka" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "koszykówka" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه