ترجمه "kot" به فارسی

گربه, گربهها, پیشی بهترین ترجمه های "kot" به فارسی هستند.

kot noun masculine دستور زبان

zool. Felis silvestris domesticus, zwierzę domowe; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • گربه

    noun

    Lubię psy, ale moja siostra lubi koty.

    من سگ ها را دوست دارم، ولی خواهرم گربه ها را دوست دارد.

  • گربهها

    noun

    Osadnicy sprowadzają na wyspy psy, koty i pasażerów na gapę, czyli gryzonie.

    برای مثال انسانهای مهاجر سگها، گربهها و جوندگان را به جزیرهها آوردند.

  • پیشی

    noun

    Wraz z dziewczynami podsłuchałem, co mówiłeś o tym kocie i myszy.

    من و دخترا شنیدیم که تو در مورد این پیشی و موشه چی میگفتی.

  • ترجمه های کمتر

    • فليس كاتوس
    • پشک
    • گرب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kot " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kot Proper noun noun masculine دستور زبان

nazwisko Kategoria:Język polski - nazwiskaKategoria:Polskie nazwiska męskiemęskie [..]

+ اضافه کردن

"Kot" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Kot در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "kot"

عباراتی شبیه به "kot" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kot" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه