ترجمه "kowboj" به فارسی
کابوی, کابوی بهترین ترجمه های "kowboj" به فارسی هستند.
kowboj
Noun
noun
masculine
دستور زبان
pasterz bydła w Ameryce; [..]
-
کابوی
Ktoś, kto może wiedzieć, co zrobić z naszym kowbojem.
یکی که ممکنه واقعاً بدونه ، میشه با این کابوی چیکـار کرد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kowboj " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kowboj
-
کابوی
amerykański pasterz bydła
Ktoś, kto może wiedzieć, co zrobić z naszym kowbojem.
یکی که ممکنه واقعاً بدونه ، میشه با این کابوی چیکـار کرد
تصاویر با "kowboj"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن