ترجمه "koza" به فارسی
بز, بزها, boz بهترین ترجمه های "koza" به فارسی هستند.
koza
noun
feminine
دستور زبان
zool. ssak z rodziny krętorogich; [..]
-
بز
nounگونهای از بز کوهی (سرده)
Potrafię wydoić kozę i przygotować grunt pod ognisko.
من ميتونم از بز شير بدوشم. و براي آتش هم ميتونم چوب ببرم.
-
بزها
nounA wielu miejscach są warte mniej niż kozy i krowy.
و در نقاط زیادی از جهان بهای آنها کمتر از بزها و گاوها است.
-
boz
-
ترجمه های کمتر
- كاپرا هيركوس
- پرستار بچه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " koza " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Koza
Proper noun
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Koza" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Koza در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "koza"
عباراتی شبیه به "koza" با ترجمه به فارسی
-
هرپسویروس بزی
-
بزهای ماده اهلی
-
بز
-
شیر بز
-
برهزايي · بزغالهزايي · تولد · تولهزايي · خوكزايي · زایمان · كرهزايي · گوسالهزايي
-
بز کوهی
-
ویروس آرتریت-آنسفالیت بزی
-
گوشت بز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن