ترجمه "kpina" به فارسی

تمسخر, ریشخند, طنز بهترین ترجمه های "kpina" به فارسی هستند.

kpina Noun noun feminine دستور زبان

drwina, szyderstwo, żart [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تمسخر

    noun

    Powinny też dobrze wiedzieć, jak się zachować w razie kpin z powodu ich religii.

    باید یاد بگیرد که وقتی کسی اعتقاداتش را به باد تمسخر میگیرد چگونه واکنش نشان دهد.

  • ریشخند

    noun

    Proces Jezusa był kpiną ze sprawiedliwości.

    محاکمهٔ عیسی در واقع ریشخند عدالت بود.

  • طنز

    noun
  • مسخره

    noun

    Stawiam 50 dolarów, że nie zniesiesz roku bez kpin.

    در واقع ، 50تا شرط مي بندم كه نمي توني تمام سال رو بدون مسخره كردن ما سر كني. مي دوني چيه ؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kpina " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "kpina" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه