ترجمه "krab" به فارسی
خرچنگ, خرچنگهای معمولی بهترین ترجمه های "krab" به فارسی هستند.
krab
noun
masculine
دستور زبان
zool. skorupiak ciepłych mórz; [..]
-
خرچنگ
nounDorastałem w Baltimore i przeżuwam kraby bardzo sprawnie.
من در بالتیمور بزرگ شدم و خیلی خوب خرچنگ می جوم.
-
خرچنگهای معمولی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " krab " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Krab
dziesięcionóg [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Krab" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Krab در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "krab"
عباراتی شبیه به "krab" با ترجمه به فارسی
-
خرچنگ
-
خرچنگهای شاهی
-
خرچنگ پنجه طلایی
-
خرچنگهای معمولی
-
سحابی خرچنگ
-
خرچنگهای برفی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن