ترجمه "kręg" به فارسی
مهره, فقره, مهره بهترین ترجمه های "kręg" به فارسی هستند.
kręg
Noun
noun
masculine
دستور زبان
anat. podstawowy element budujący kręgosłup [..]
-
مهره
nounSpójrzcie na kręgi, pełno w nich otworów i komór powietrznych, jak u ptaka.
به مهره ها نگاه کنين ، پر از کيسه هوا و حفره ، درست مثل يه پرنده.
-
فقره
nounZnacznie łatwiej jest wszczepić elektrody w korę ruchową niż w rdzeń kręgowy chroniony przez kręgi.
قراردادن الکترود در قشاء حرکتی بسیار راحتتر است تا در نخاع، چون که توسط ستون فقرات محافظت میشود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kręg " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Kręg
-
مهره
Kręg L1 wyglądał jakby ktoś upuścił orzeszek,
مهره "اِل یک" شبیه یک بادام زمینی بود که انداخته باشیاش روی زمین،
تصاویر با "kręg"
عباراتی شبیه به "kręg" با ترجمه به فارسی
-
مهره آسه
-
ديسكهاي بينمهرهاي · ستون فقرات · ستون مهرهای · ستون مهرهها · مهرهها · مهرهها (استخوان)
-
مهرههای سینهای
-
مهرههای گردنی
-
حلقههای کشتزار
-
مهرههای کمری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن