ترجمه "kręgi" به فارسی

ديسكهاي بينمهرهاي, ستون فقرات, ستون مهرهای بهترین ترجمه های "kręgi" به فارسی هستند.

kręgi noun

szyjne, lędźwiowe [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ديسكهاي بينمهرهاي

  • ستون فقرات

    noun

    Znacznie łatwiej jest wszczepić elektrody w korę ruchową niż w rdzeń kręgowy chroniony przez kręgi.

    قراردادن الکترود در قشاء حرکتی بسیار راحتتر است تا در نخاع، چون که توسط ستون فقرات محافظت میشود.

  • ستون مهرهای

  • ترجمه های کمتر

    • ستون مهرهها
    • مهرهها
    • مهرهها (استخوان)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kręgi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "kręgi" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kręgi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه