ترجمه "krąg" به فارسی
جرگه, دایره, دور بهترین ترجمه های "krąg" به فارسی هستند.
krąg
noun
masculine
دستور زبان
okrąg [..]
-
جرگه
noun -
دایره
nounTo jedyne miejsce gdzie kobiety nigdy, nawet te starsze, nie zasiadły w kręgu z mężczyznami.
این جایی است که زنان هرگز ـ حتی بزرگترهایشان، به ندرت با مردان در یک دایره ننشسته بودند.
-
دور
noundzieci siadają się w kręgu i zaczynają dzień od pytań.
کار روزانه همیشه درحالیکه که همه دور نشستن
-
مندل
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " krąg " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Krąg
Proper noun
noun
masculine
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Krąg" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Krąg در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "krąg"
عباراتی شبیه به "krąg" با ترجمه به فارسی
-
باشگاه مشتزنی
-
ديسكهاي بينمهرهاي · ستون فقرات · ستون مهرهای · ستون مهرهها · مهرهها · مهرهها (استخوان)
-
مهرههای سینهای
-
مهرههای گردنی
-
حلقههای کشتزار
-
مهرههای کمری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن