ترجمه "kraina" به فارسی

بوم, کشور, زمین بهترین ترجمه های "kraina" به فارسی هستند.

kraina noun feminine دستور زبان

obszar wydzielony ze względu na jakąś cechę, np. wspólną historię, cechy środowiska, itp.; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بوم

    noun
  • کشور

    noun

    Zabijałem ludzi w pięciu krainach, ale nigdy kapłanów.

    من مردا رو در پنج کشور کشتم که هيچکدومشون روحاني نبودند

  • زمین

    noun

    W krainie rzetelności będzie postępował niesprawiedliwie i nie będzie widział dostojeństwa Jehowy”.

    در زمین راستان شرارت میورزد و جلال خداوند را مشاهده نمینماید.»

  • ترجمه های کمتر

    • سامان
    • سرزمین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kraina " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Kraina دستور زبان

region historyczno-etnograficzny Słowenii; [..]

+ اضافه کردن

"Kraina" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Kraina در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "kraina" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kraina" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه