ترجمه "kraj" به فارسی
کشور, میهن, بوم بهترین ترجمه های "kraj" به فارسی هستند.
geogr. kraina, obszar geograficzny; [..]
-
کشور
nounodrębny region lub kraina geograficzna, w skład której mogą wchodzić jednostki terytorialne o zróżnicowanej charakterystyce polityczno-administracyjnej
Szwajcaria to piękny kraj, który warto zwiedzić.
سوئیس کشور بسیار زیبائی است، که سزاوار دیدن است.
-
میهن
nounMiłość własnego kraju oraz nienawiść do jego wrogów okazały się najlepszym uzasadnieniem agresji, która narastała już w XIX wieku”.
ثابت شد که عشق به میهن و نفرت از دشمنان آن، قویترین توجیه برای ستیزهجویی حاصل در قرن طویل نوزدهم بود.»
-
بوم
noun" Że będę dziennikarką i będę głosem dziewcząt w naszym kraju ".
من ژورناليست ميشم و " " صداي بانوان اين مرز و بوم ميشم
-
ترجمه های کمتر
- سرزمین
- سامان
- مملکت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kraj " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
کرای
عباراتی شبیه به "kraj" با ترجمه به فارسی
-
اتحاديه كشورهاي صادركننده موز · اتحادیه کشورهای صادرکننده موز
-
جهان عرب
-
کشورهای اتحادیه اروپایی
-
کشورهای اسلامی
-
ال.دي.سي · جهان سوم · كشورهاي كمتر توسعهيافته · كشورهاي كمترين توسعهنيافته · كشورهاي كمترين توسعهيافته · کشورهای در حال توسعه
-
کشورهای سادک · کشورهای سادک (جامعه توسعه آفریقای جنوبی)
-
سرزمین پریمورسکی
-
آ.سی.پی