ترجمه "krawcowa" به فارسی

درزی, خياط بهترین ترجمه های "krawcowa" به فارسی هستند.

krawcowa noun feminine دستور زبان

rzem. kobieta zajmująca się krawiectwem [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • درزی

    noun
  • خياط

    Musimy być tam pierwsze, zanim krawcowa będzie miała ręce pełne roboty.

    بايد قبل از اينکه سر خياط شلوغ بشه به اونجا برسي!

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " krawcowa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "krawcowa"

اضافه کردن

ترجمه های "krawcowa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه