ترجمه "krawiec" به فارسی

خیاط, درزی, خياط بهترین ترجمه های "krawiec" به فارسی هستند.

krawiec noun masculine دستور زبان

rzem. rzemieślnik zajmujący się szyciem ubrań i innych rzeczy z tkanin;

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خیاط

    noun

    مسی

    Poprzedniej jesieni, pański krawiec uszył panu garnitur z takiego materiału.

    پائیز سال قبل ، خیاط شما با این متریال براتون کت و شلوار دوخته بود

  • درزی

    noun
  • خياط

    Powiem, żeby krawiec więzienny uszył ci specjalne getry - w paski!

    ميدم خياط زندون برات يه جفت گِتِر مخصوص بدوزه, از اون راه راهاش!

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " krawiec " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Krawiec Proper noun noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

"Krawiec" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Krawiec در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "krawiec"

اضافه کردن

ترجمه های "krawiec" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه