ترجمه "krojenie" به فارسی
برش, برشدادن بهترین ترجمه های "krojenie" به فارسی هستند.
krojenie
Noun
noun
دستور زبان
rzecz. rzeczownik odczas. odczasownikowy od → kroić [..]
-
برش
nounDeska do krojenia, dobry nóż, talerz, miska i trzepaczka.
يه صفحه برش ، يه چاقوي تيز ، بشقاب خوب ، کاسه و مگس کش!
-
برشدادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " krojenie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "krojenie"
عباراتی شبیه به "krojenie" با ترجمه به فارسی
-
فواره
-
تایپفیس
-
ابزارآلات پيوند · ابزارهای قلمهزنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن