ترجمه "krokodyl" به فارسی

تمساح, کروکودیلها, سوسمار بهترین ترجمه های "krokodyl" به فارسی هستند.

krokodyl noun masculine دستور زبان

herp. drapieżny, ziemnowodny gad z rzędu krokodyli ( Crocodilia), o wydłużonym ciele; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • تمساح

    noun

    Podczas ataku krokodyla najpierw czuje się okrutną siłę jego szczęk.

    وقتی یک تمساح به تو ضربه میزنه اولین چیزی که متوجه میشوی شدت ضربه است.

  • کروکودیلها

  • سوسمار

    noun

    Czy to prawda, że rzeki są przepełnione krokodylami?

    درسته که رودخونه هاش پر از سوسمار هستن ؟

  • ترجمه های کمتر

    • پوست سوسمار
    • کروکودیل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " krokodyl " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "krokodyl"

عباراتی شبیه به "krokodyl" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "krokodyl" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه