ترجمه "krzyk" به فارسی

جیغ, خروش, صدای بلند بهترین ترجمه های "krzyk" به فارسی هستند.

krzyk noun masculine دستور زبان

głośne wołanie lub nieartykułowane dźwięki [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جیغ

    noun

    Mam dostali do ¶ ć słuchania jej krzyki, po zabili jej rodziców.

    فکر کنم وقتی پدر و مادرش رو کشتن از شنیدن جیغ هاش خسته شدن.

  • خروش

    noun
  • صدای بلند

    noun

    Ostatnie, czego mi trzeba, to krzyki umierającej kobiety.

    تنها چیزی که نمیخوام یه زنه که داره با سرعت پایین و صدای بلند میمیره

  • ترجمه های کمتر

    • فریاد
    • نعره كشيدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " krzyk " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Krzyk noun masculine

Krzyk (obraz)

+ اضافه کردن

"Krzyk" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Krzyk در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "krzyk" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه