ترجمه "krzywa" به فارسی
خم ترجمه "krzywa" به فارسی است.
krzywa
noun
adjective
feminine
دستور زبان
geom. dowolna linia ciągła na płaszczyźnie lub w przestrzeni; [..]
-
خم
nouni to ten sam rdzeń, z którego wywodzi się słowo 'curva' (krzywa).
و ریشه مشترکی با واژه خم کردن یا منحنی دارد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " krzywa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Krzywa
noun
feminine
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Krzywa" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Krzywa در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "krzywa"
عباراتی شبیه به "krzywa" با ترجمه به فارسی
-
رمزنگاری منحنی بیضوی
-
مقطع مخروطی
-
منحنی فراموشی
-
مقطع مخروطی
-
برج کج پیزا
-
برج کج پیزا
-
منحنی بیضوی
-
انحناء
اضافه کردن مثال
اضافه کردن