ترجمه "lód" به فارسی
یخ, yakh, هسر بهترین ترجمه های "lód" به فارسی هستند.
lód
noun
masculine
دستور زبان
stały stan skupienia wody; [..]
-
یخ
nounwoda w stanie stałym [..]
Nieco ucierpiała i pokrywa ją lód, ale to dom.
یکم درب و داغون شده و یخ بسته ، ولی هنوزم خونه ـست.
-
yakh
-
هسر
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lód " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Lód
Lód (cyberpunk)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Lód" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Lód در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "lód"
عباراتی شبیه به "lód" با ترجمه به فارسی
-
بستنی · يخها · یخ
-
سطح تماس یخ-آب
-
سطح تماس یخ-آب
-
هاکی روی یخ
-
کربن دیاکسید جامد · یخ خشک
-
بستنی
-
رقصنده روی یخ
-
ساک زدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن