ترجمه "lejek" به فارسی
قیف ترجمه "lejek" به فارسی است.
lejek
noun
masculine
دستور زبان
urządzenie, zwykle o stożkowym kształcie, służące do zmniejszenia średnicy strumienia cieczy; [..]
-
قیف
nounDosłownie, przyczepiano do uszu przedmioty w kształcie uszu i wciskano w nie lejki.
دقیقا منظورم این است، اونها کارهایی مثل چسباندن اشیائی شبیه به گوش به داخل گوش میکردند و یا قیف به داخل گوش می چسباندند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lejek " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "lejek"
عباراتی شبیه به "lejek" با ترجمه به فارسی
-
افسار · دوال · زمام · عنان · ممانعت · پالهنگ
-
تله پول · منجلاب · گودال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن