ترجمه "lek" به فارسی

دارو, دوا, تجویز دوا بهترین ترجمه های "lek" به فارسی هستند.

lek noun masculine دستور زبان

med. farm. substancja, która ma pomagać choremu lub chronić zdrowie [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دارو

    noun

    Nie czuję się dobrze. Mógłbyś mi podać jakieś leki?

    حالم خوب نیست.می شود مقداری دارو به من بدهی؟

  • دوا

    noun

    Ani jedna komórka w ludzkim ciele nie składa się z leków.

    هيچ سلولي در انسان از دوا افريده نشده

  • تجویز دوا

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lek " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Lek noun masculine

środek przeciw czemuś [..]

+ اضافه کردن

"Lek" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Lek در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "lek"

عباراتی شبیه به "lek" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "lek" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه