ترجمه "lochy" به فارسی
سیاهچال ترجمه "lochy" به فارسی است.
lochy
podziemne więzienie [..]
-
سیاهچال
nounGdy Franciszek zachorował, byłaś przez niego więziona w lochu.
وقتی فرانسیس احساس بیماری داشت ، تو رو در سیاهچال زندانی کرده بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lochy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lochy" با ترجمه به فارسی
-
زندان · سیاه چال · سیاهچال · محبس · گریچه
-
دریاچه لوموند
-
خوكهاي ماده · ماده خوک · مادهخوك · مادهخوکها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن