ترجمه "loch" به فارسی
محبس, زندان, سیاه چال بهترین ترجمه های "loch" به فارسی هستند.
loch
noun
masculine
feminine
دستور زبان
podziemne pomieszczenie pod dużą budowlą, najczęściej zamkiem, wykorzystywane dawniej jako więzienie; [..]
-
محبس
noun -
زندان
nounAby lochy Tartaru były niezdobyte, budowałem je od środka na zewnątrz.
به خاطر زندان ، تارتاروس کاملا محفوظ از خطر بود من از بيرون ، داخلشو ساختم.
-
سیاه چال
noun
-
ترجمه های کمتر
- سیاهچال
- گریچه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " loch " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "loch"
عباراتی شبیه به "loch" با ترجمه به فارسی
-
دریاچه لوموند
-
سیاهچال
-
خوكهاي ماده · ماده خوک · مادهخوك · مادهخوکها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن