ترجمه "łobuz" به فارسی
بوزینه, قالتاق, میمون بهترین ترجمه های "łobuz" به فارسی هستند.
łobuz
Noun
noun
masculine
دستور زبان
osoba zachowująca się źle [..]
-
بوزینه
noun -
قالتاق
-
میمون
noun -
وصله
nounMoże wprowadź się tutaj razem ze swoim irlandzkim łobuzem!
چرا نمياي اينجا و اون وصله ي ايرلنديتو با خودتون نميارين ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " łobuz " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن