ترجمه "móc" به فارسی
توانستن, امکان داشتن, قادر بودن بهترین ترجمه های "móc" به فارسی هستند.
móc
verb
دستور زبان
być w stanie coś wykonać, zrobić [..]
-
توانستن
verb -
امکان داشتن
verb -
قادر بودن
verbNatomiast dla chrześcijanina wielkim był ten, kto się nie mścił, nawet gdy mógł to zrobić”.
برای مسیحیان مرد شاخص کسی است که در صورت قادر بودن به انتقامجویی، از آن سر باز زند.»
-
ترجمه های کمتر
- تَوانِستَن
- شاید
- شایَد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " móc " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "móc" با ترجمه به فارسی
-
شاید · ممكن · گاس · گويا
-
قهرمان کوچک
-
ممكن
-
شاید
-
مشتاق بودن
-
خواستن توانستن است
اضافه کردن مثال
اضافه کردن