ترجمه "miękki" به فارسی
ناعم, روان, نرم بهترین ترجمه های "miękki" به فارسی هستند.
miękki
adjective
masculine
دستور زبان
taki, który łatwo ugina się pod naciskiem [..]
-
ناعم
taki, który łatwo ugina się pod naciskiem
-
روان
adjective -
نرم
nounPo zwilżeniu wodą jest miękka i plastyczna i zachowuje nadany jej kształt.
گِل مرطوب، نرم و شکلپذیر است و شکلی را که به آن داده میشود، حفظ میکند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " miękki " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "miękki" با ترجمه به فارسی
-
سختشامه · شامهگان · مننژها · نرمشامه · پرده مننژ
-
پنير خامهاي · پنیر نرم
-
دهانی · کامی
-
الياف درخت نمدار · الياف سطحي · الیاف نرم
-
سوسیس
-
بروموس انرمیس · علف پشمكي · علف پشمكي مجارستاني
-
تخممرغهاي بدون پوسته · تخمهای با پوسته نرم · غشاهای پوسته تخم مرغ · پوسته تخم مرغ
-
ستهها · ميوههاي ستهاي · میوههای نرم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن