ترجمه "mielenie" به فارسی
آسیابکردن, خردكردن بهترین ترجمه های "mielenie" به فارسی هستند.
mielenie
Noun
noun
دستور زبان
rzecz. odczas. rzeczownik odczasownikowy od: mleć (nazwa czynności) [..]
-
آسیابکردن
-
خردكردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mielenie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mielenie" با ترجمه به فارسی
-
فریکادله
-
گوشت چرخکرده
-
خرد کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن