ترجمه "mienie" به فارسی

مالکیت, مایملک, موجودی بهترین ترجمه های "mienie" به فارسی هستند.

mienie noun neuter دستور زبان

ogół rzeczy stanowiących czyjąś własność; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • مالکیت

    I tak chcesz mi pokazać, że mamy po 50%.

    و اینجوری میخوای بهم نشون بدی که... مالکیت سهام شرکت 50 به 50 ــه.

  • مایملک

    noun

    Wyraźnie wspomniał tylko o jednym „szafarzu”, „niewolniku”, którego miał ustanowić nad całym swym mieniem.

    او به روشنی نشان داد که تنها یک «ناظر» یا «غلام» را بر تمام مایملک خود خواهد گماشت.

  • موجودی

    noun

    A nie ma lepszych, bardziej seksownych, piękniejszych, bardziej charyzmatycznych gatunków megafauny, o które mógłbym oprzeć swoją kampanię.

    و براي من هيچ موجودی بهتر، جذابتر زیباتر از گونههاي حيوانات بزرگ براي مبارزه در اره آنها نيست.

  • کسان

    noun

    Nie ma wielu ludzi naprawdę rozeznanych w architekturze, którzy są naszymi klientami.

    کسان زیادی نیستند که به عنوان مشتری واقعا درگیر کارمعماری باشند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mienie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mienie" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mienie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه