ترجمه "mocny" به فارسی
تنومند, قوی بهترین ترجمه های "mocny" به فارسی هستند.
mocny
adjective
noun
masculine
دستور زبان
bardzo silny [..]
-
تنومند
-
قوی
nounTak mocno wierzył w zmartwychwstanie, że nawet w obliczu śmierci pozostał niezachwiany.
ایمان ایّوب به رستاخیز چنان قوی بود که حتی تهدید به مرگ نیز او را دلسرد نساخت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mocny " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mocny" با ترجمه به فارسی
-
الکل
-
استیپا تناسیزیما · علف اسپرتو
-
شورئا روبوستا
-
دارایی · سرمایه
-
فورمیوم تناکس · كتان نيوزیلند · کنف نيوزیلند
-
استحکام گذرواژه
-
دارایی · سرمایه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن