ترجمه "moczenie" به فارسی

خیساندن, خيسكردن بهترین ترجمه های "moczenie" به فارسی هستند.

moczenie noun neuter دستور زبان

Kąpanie [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خیساندن

    verb
  • خيسكردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " moczenie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "moczenie" با ترجمه به فارسی

  • ادرار · بول · شاش · میزه · پی · پیشاب
  • غوطهورسازيهاي پسبرداشت · غوطهورسازی · غوطهورسازیهای ذخيرهای
  • ادرار کردن
  • ادرار کردن · شاشیدن
  • ادرارکردن · پرادراري · پيشابكردن
  • غوطهورسازيهاي پسبرداشت · غوطهورسازی · غوطهورسازیهای ذخيرهای
  • ادرار
  • شبادراری
اضافه کردن

ترجمه های "moczenie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه